خرید بک لینک
چقدر زود خسته شدم از دانشگاهی ک اینقدر دلم میخواست وارد محیطش بشم ............قرار شد این ترم مثلا جوج بابا تشریف فرما بشن اینجا خودمون کشتیم تا اسم ترم اولی از رومون برداشته شد ........... حالا باز اسم سال اولی رو بهمون دادن و تهش یه خنده ی از سر تمسخر که عه پس تازه از ترم اولی بودن دراومدین یکم ا

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:52

امروز 25/11/95 بهش میگن روز عشق ...ولنتاین !!!!!!!!! نمیدونم داستان این اسم چیه ... ولی خب دوسش دارم این روز رو..... امروز همه عکسای دونفره شون رو تو هوای بارونی میزدن و من ............. بی خیال ........ جالبش اینه ک بهش پیام میدم ک ولنتاینه .....میگه :واقعا؟جدی؟من فک میکردم 26 م باشه.عخی خان ولنتای

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:50

شک...............حسی ک ب این کلمه دارم مثه حس پیچک بدور پاهامه اونم زمانیکه دارم توی یه جنگل پر از خطر حرکت میکنم مقایسه کردن یکی از نشانه های شک کردن است .... مثلا: ک تو هم دختری و مثه همه ی دخترها رفتار خیانت تو وجودته!!! ک تو مثه اون موجودات دوپای دیگری ک هم شکل درآمده اید اخلاقیات مشابهی دار

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:50

قهر ک میگویم یعنی یک سکوت چند ساعته میان شهر شلوغی ک صدایش را نمیشنوم آشتی ک میگویم یعنی یک سروصدایی ک میان شلوغی شهر کر کننده است برای منحرف زدن های کمتر ، چت کردن های کمتر، شب بخیر نگفتن ها، ذوق نداشتن ها، ترس نداشتن ها از رفتن ، مهم نبودن ها، سکوت در جمع و شلوغی در خلوت ، تناقض در حرف ها، یکهویی

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:50

سال جدید وقتی شروع شود و اون نباشد همان بهتر ک شروع نشود و زمان بایستد تا او بیاید دلتنگیم چرا بیشتر نشود؟؟وقتیکه حتی سال تحویل را هم نتوانستم تبریکش گویم سال چ سالی میتواند باشد ک عیدش بدون کنار او بودن بگذرد حتی ساعتی ؟؟؟؟ دیدارهای چند ثانیه ای بکهویی دیدن های خیابانی دلتنگی های شبانه و خستگی

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:50

چقدر دلم ضعف میرود برای نقاشیای خودم

وقتیکه تو را ب تصویر میکشم

وتوچحرص میخوری عاغای من از اینکه هنر

نقاشیم ب کاریکاتور بیشتر میماند

ومن چذوقی میکنم از اینکه قرار است مراطراحی کنی عاغا

توچدانی ک همین حس

وهمین حس

وهمین حس

بکند زنده دلم را

ب دیدار خرامان غزل و غزال و آهو

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:50

کل دیشب رو با معده درد بیدار موندم ای معده ی لعنتی زوار دررفته انگار قرار نیست ک باهام راه بیاد کاشکی زودتر تکلیفش مشخص بشه عصبی شدنم از دردش بیشتر شد ولی خب؛ میانترما ک تموم شد خدا رو شکر مونده فقط پایانترمای بیخودی تموم بشه برم پیش مامانی وخونه وحیاطمون و اتاقم و حتی گرمی شهرمونم دوس دارم این

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:50

حتی فکر این جمله هممنودیونه میکنه چبرسه ب اینکه بخواد سر خودمبیاد یهموقع هایی فکر میکنم دیوونه شدم با این تفکراتم ویه زمانایی بهم ثابت میشه حس ششم زنانه ام فعال است از جنس زنم دیگر چمیتوان کرد بوی زن دیگر در زندگیم ک باشد مشامسگپیدا میکنم و میشومخود آن زبان بسته وپاچه یتمام زندگیم

برچسب: نویسنده: یگانه صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 3:50

صفحه بندی